سال پیش یک کتابخوان الکترونیکی خریدم و برای سفر بهترین همراه است. سبک است و صد کتاب در کوله جا میگیرد. با این حال هنوز هر ماه سری به کتابفروشی کوچک محلهمان در خیابان زند میزنم.
یک: کتاب کاغذی یادم میماند
جای جملهها را روی صفحه به یاد دارم: بالای صفحهی راست یا وسط صفحهی چپ. در کتاب الکترونیکی همهچیز در یک جریان یکنواخت میرود.
دو: قفسه یک دفترچهی خاطرات است
هر کتاب روی قفسه یادم میآورد کجا و با چه حالی خواندمش. بلیت سینما، برگ خشک و یادداشت دوستی که لای صفحهها مانده.
سه: کتابفروشی محله باید بماند
کتابفروشیهای کوچک فقط فروشگاه نیستند؛ جاییاند که کسی به تو کتابی پیشنهاد میدهد که هیچ الگوریتمی پیدا نمیکرد.
کتابفروش محله گفت: این را بخوان، شبیه همان است که دوست داشتی، اما غمگینتر. حق داشت.



