بوشهر را بیشتر با گرمایش میشناسند، اما شهریور که باد از دریا بوزد، شهر نرم و مهربان میشود. ما پنجشنبه صبح از شیراز راه افتادیم و ظهر رسیدیم.
بافت قدیم
کوچههای باریک، بادگیرها و درهای چوبی کهنه. یک ساعت بینقشه گشتیم و آخرش به عمارت ملک رسیدیم، با پنجرههای رنگی و حیاطی که بوی دریا میداد.
ماهی قلیه
شام را در خانهی یک خانوادهی بوشهری خوردیم که اتاقهایشان را به مسافر میدهند. ماهی قلیه با سبزی تازه و تمر هندی، تند و ترش.
غروب اسکله
ساعت شش عصر به اسکله رفتیم. لنجها برمیگشتند و آسمان هر دقیقه رنگ عوض میکرد. یک فنجان چای از دکهی کنار اسکله خریدیم و تا تاریکی همانجا ماندیم.



